Posted on January 16, 2011 - iransecular
از این به بعد ما را در فیسبوک دنبال کنید From now on Follow us on Facebook
از این به بعد ما را در فیسبوک دنبال کنید
From now on , we will maintain our blog on facebook only
از این به بعد ما را در فیسبوک دنبال کنید
From now on , we will maintain our blog on facebook only
رضا پهلوی – اول آذرماه ۱۳۸۹
در فصلی نوین از جنبش دیرینۀ شما هم میهنان آزاده ام برای دستیابی به آزادی و صلح و بهروزی، مایلم درادامۀ عهدی که سال ها پیش با شما بستم این بار با بینشی روشن تر و دلی امیدوارتر از همیشه در راه تحقق هدف های والای زنان و مردان آزادۀ وطن از بندهای اسارت و برای استقرار حکومتی که برخاسته از ارادۀ شما و پاسدار همۀ آزادی ها و حقوقتان باشد با شما صحبت کنم
……
یقین می دانم که اکثریت شما، به ویژه جوانان و زنان هشیار و برومند میهن، اگر درسی از سال ها تجربۀ تلخ و فراموش نشدنی آموخته باشید این است که استقرار حکومتی که بتواند پاسدار منافع ملیایران و حافظ آزادی ها و حقوق شهروندانش باشد بدون یک قانون اساسی مترقی و انسان محور که سنگ بنا و شالوده اش اصول مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، و دیگر میثاق های مکمل آن، باشد محال خواهد بود.
در این واقعیت تردید ندارم که شما می خواهید قانون اساسی آیندۀ ایران آزادی ها و حقوق برابرِ همۀ شهروندان ایران را، به هر مذهب و مسلک، با هر اعتقاد سیاسی و از هر قوم و قبیله ای، به هیچ استثنائی محترم بشمرد؛ توجهی خاص به خواست های بر حق همۀ اقوام ایرانی داشته باشد، اقوامی که به ویژه در دوران حاکمیت غاصبان انحصار طلب، از تبعیض ها و محرومیت های بی سابقه رنج برده اند. یقین داشته باشیم که برآوردن چنین خواست هائی با وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران نه تنها در تضاد نخواهد بود بلکه پیوندهای دیرینۀ تاریخی و فرهنگی و آرمانی همۀ ساکنان میهن کهن سال ما را از همیشه استوارتر خواهد کرد.. تجربۀ همۀ جوامع پیشرفته و آزاد جهان و به ویژه تجربۀ تلخ مردم ایران در حکومت ولایت مذهبی تردیدی در این واقعیت برجای نگذاشته که تدوین چنین قانون اساسی، تأمین و تضمین حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم ایران و برپائی حکومتی شایستۀ ملت نیازمند آن است که نهادهای قانون گذاری، اجرائی و قضائی دولت در انجام وظائف خود، به ویژه در تأمین و تضمین آزادی و برابری حقوق اساسی یک یک شهروندان ایران، تابع احکام هیچ مذهب و مکتبی نباشند. با چنین حکومتی و در چنین جامعه ای است که شبح شوم تبعیض های مذهبی و قومی و سیاسی از عرصۀ زندگی فردی و اجتماعی مردم ایران برای همیشه رخت خواهد بست. با چنین حکومتی است که ایران عزیز ما خواهد توانست بسان فرشتۀ صلح و همزیستی، و نه چونان اهریمن جنگ و خونریزی و ویرانی، جای شایستۀ خویش را در میان همسایگانش، در جامعۀ جهانی، باز یابد.
من ترديد ندارم که، اگر نه همه، اکثریت غالب رهبران روحاني که با احترام به خواست و ارادۀ اکثــریت قاطع مــردم راه خــود را از راه حاکمان سـرکوب گــر جدا کرده اند و رژیم جمهوری اسلامی را نه جمهوری می دانند و نه اسلامی، با آن چه شما می خواهید مخالفتی ندارند. آن ها هم اعادۀ حیثیت خویش و احیای اعتبار و احترام از دست رفتۀ اسلام را نیز چون شما در برپائی یک حکومت انسان گرا و مسالمت جو می بینند.
تا پايان راه، تا هنگامي که شما عزيزان من بتوانيد بر سرنوشت خود مسلط شويد راهی دشــوار و پرخطــر در پیش است. بايــد دام ها را بشناسیــم و فریب سخنان عوام فریبانه را نخوریم. یقین داشته باشیم که شیرازه های حکومت بیداد و استبداد هیچگاه به سستی امروز نبوده و آثار شکست و ضعف و آشفتگی در صف زورگویان چنین روشن نمایان نشده است.
* * *
سخن … من با آن گروه از هم میهنانی است که به اجبار ترک وطن کرده اند و امروز در سرزمین هایی زندگی می کنند که در آن آزادی و حق هرکس به تجمع و بیان، به هر باور سیاسی و هر اعتقادمذهبی مصون و محترم است. دریغ که ازچنین آزادی و حقی برای یــاری به هموطنــان اسیر خویش در ایـران آن گونـه که باید و می توانستیم، بهره نبرده ایم. دریغ که در این سال ها دلمشغولی های سیاسی ما بیشتر هدف های فردی و آرمان های گروهی و حزبی و مسلکی بوده اند و نه خواست های حیاتی و اصلی مردم اسیر ایران. آیا زمان آن نرسیده است که در نبرد مرگ و زندگی که امروز مردم ایران را چنین سخت دامن گرفته، به افق بلندتری بنگریم و راه نوینی را برگزینیم؟ راهی که در آن بتوانیم از نیروی بزرگ و بالقوه ای که در دسترس ماست تنها برای یاری به تحقق مهم ترین و حیاتی ترین هدف مردم ایران که دسترسی به آزادی ها و حقوق انسانی پایمال شدۀ خویش بهره گیریم. از میان نزدیک به چند میلیون ایرانی که امروز در آن سوی مرزهای وطن در آزادی و آسایش نسبی زندگی می کنند به یقین می توانیم بخشی بزرگ را به پیمودن این راه برانگیزیم. توفیق در این راه نیازمند آن است که در حداقل هدف ها و آرمان های مشترک به توافق رسیم که چیزی جز هدف ها و آرمان های دیرینۀ مردم ایران نیست: رهائی از زنجیر استبداد، بهره مندی از آزادی ها و حقوق انسانی و ریختن شالوده های حکومتی متکی به ارادۀ مردم.
شماری روز افزون از ایرانیان در همه جای دنیا امروز بـه این واقعیت پی برده اند که برپایۀ «جدایــی دین از حکومت» و با اتکــا بـه «اعلامیـۀ جهانــی حقوق بشر» می توان مهم ترین منبع الهام و انگیزۀ همبستگی ایرانیان بـرای کمک به تحقق خواست های اساسی ملت را فراهم آورد. این همان اصولی است که از سال ها پیش نخبگان ایران، به ویژه دانشجویان و دانشگاهیان، از زن و مرد، به نقش اساسی اش در بنــا کردن نهادهــای دموکراتیک پی برده انــد . در واقع بر پایــۀ همین دو اصل می توان به توافقی گستـرده رسیــد و به تــلاشی پیگیر و مشترک پــرداخت که کارساز ترین شیوه ها و برنامه ها را برای کمک به تحقق اهداف جنبش آزادی خواهانۀ مردم ایران فرارویمان گذارد. در نهایت تعیین سرنوشت کشور به رای آزادانۀ مردم ایران گذارده خواهد شد، از همین روست که من نیز خواهان شرایطی کاملا دموکراتیک برای برگذاری انتخاباتی کاملا آزاد هستم وچنین شرایطی جز در زمان خلاصی از رژیم حاکم میسر نخواهد بود.
دام ها و مهلکه های تازه ای را که رهبران زخم خورده و خشمگین فرا راه مردم قرار داده اند خطرناک تر از آن باید شمرد که به هیچ یک از ما فرصت اندیشیدن به منافع سیاسی، مسلکی و فرقه ای خود دهد. در این برهۀ تاریخی تنها باید در اندیشۀ سرنوشت ایران و مصلحت مردم ستم کشیده و سربلندش بود، باید در جست و جوی راهی برآمد که بتواند امکان نیل به آزادی و حقوقشان را فراهم آورد که مهم ترین ضامن منافع ملی و یک پارچگی وطن است
FREE SHANE AND JOSH from Alita Holly on Vimeo.
سیمین بهبهانی
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای درهفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد
دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش، ای نام آریایی
بی نام تو،وطن نیز نام و نشان ندارد:
روندى كه منجر به ظهور جنبش سبز در آغاز چهارمين دوره از عمر جمهورى اسلامى شد را شما چگونه ارزيابى مى كنيد؟
قبل از اينكه بگويم جنبش سبز درچه شرايطى شكل گرفت، اجازه دهيد ابتدا توضيح دهم كه با چه تحليل هايى در مورد شكل گيرى جنبش سبز موافق نيستم. من موافقت چندانى با آن دسته از تحليل ها ندارم كه جنبش سبز را به يك ايده تاريخى- هر چند مشروع – درتاريخ ايران وصل مى كنند. به عنوان مثال مى توانم از تحليل هايى كه جنبش سبز را ادامه ى مطالبات معلق مانده ى جنبش مشروطيت مى دانند و يا تحليل هايى كه آن را دنباله ى انقلاب بهمن ۱۳۵۷ مى دانند ياد كنم. البته عده اى هم سعى مى كنند جنبش سبز را ادامه ى حركت اصلاح طلبى دوم خرداد تحليل كنند. من با هيچكدام از اين تحليلها موافق نيستم و شايد به عبارت دقيقتر بتوانم بگويم كه با ايجاد يك رابطه ى مستقيم و محكم بين اين رويدادهاى تاريخى و جنبش سبز نمى توانم موافق باشم. اگر منظور طرفداران اين تحليل ها، تاثيرات غير مستقيم رويدادهاى تاريخى ياد شده بر جنبش سبز است، بايد بگويم كه (more…)
آقای خامنهای در سفر قم گفته است که «فتنه ۸۸ … موجب واكسينه شدن كشور و مردم در مقابل ميكروبهای سياسی و اجتماعی» شده است. در این که جنبش سبز که او آن را «فتنه» مینامد شوک بیسابقهای به پیکره نظام حاکم وارد کرده بحثی نیست. ميكروبهای سياسی و اجتماعیای که او از آنها یاد میکند نیز در فرهنگ حاکمیت شناخته شده است. این میکروبها چیزی جز آزادی، دموکراسی، نفی تبعیض، آزاداندیشی، حقوق بشر و مفاهیمی از این قبیل نیستند. سالها است که نظام حاکم از سوی این میکروبها تهدید میشود، بدون این که این میکربها توانسته باشند به پیکره نظام رخنه کنند. سال گذشته جنبش سبز که از این مفاهیم تغذیه میکرد به جان رژیم افتاد و توانست تا (more…)
کورش، مقيم تهران – سکولاريسم نو
اخيراً خانم رهنورد با انتشار مطالبی ادعا کرده که همراه مردم داد مظلومیت سر می دهد. به نظر من، خانم رهنورد به چند دلیل در این مسیر صداقت ندارد.
اول) چگونه است که خانم رهنورد تا قبل از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری دهم کوچکترین اشاره ای به مشکلات مردم و تبعیض و نا عدالتی در جمهوری اسلامی نداشت و همه چیز را متناسب و معقول می دانست؟
دوم) خانم رهنورد حاضر نیست کوچکترین مخالفتی با نظریات خمینی یا اسلام سیاسی را در سایت خود درج کند. برای نمونه، خود من در پاسخ به نامهء ایشان به علی لاریجانی، در باب مسائل لایحهء حمایت از خانواده، در یک کامنت و خیلی ملایم به نظرات فقه سیاسی خمینی انتقاد کردم ولی متاسفانه شاهد بودم خانم رهنورد حاضر نشده این انتقاد ملایم را درج کند.
سوم) خانم رهنورد در حالی از حقوق ملت و حق زنان داد سخن سر می دهد که هنوز آبشخور فکری اش نظرات مغشوش علی شریعتی و طرفداران اسلام ایدئولوژیک است چگونه می توان با اعتقاد “کامل”به متن قرآن و سنت محمد پیامبر اسلام و با شیفتگی نسبت به فقه و اصول از “حق زن” و”حق انسان” سخن گفت.
چهارم) خانم رهنورد تا این لحظه هیچ اشاره ای به کیفیت زمامداری روح الله خمینی نکرده و مرتب از سرکوب و خفقان در “دولت احمدی نژاد” سخن می گوید که نشان از بی صداقتی ایشان دارد. خانم رهنورد چطور نمی تواند درک کند که پایهء ظلم و سرکوب و شکنجه و ترور مخالف در دورهء خمینی بنا نهاده شد؟ از نظر خانم رهنورد خمینی هنوز نباید نقد شود و عملکردش زیر سایه بماند،خانم رهنورد در این زمینه از “تکنیک انتقاد زیاد از احمدی نژاد”بهره می گیرد و تمام ظلم و اجحاف به ملت ایران و ناراضیان سیاسی را محدود به “چند سال اخیر” می کند.
پنجم) خانم رهنورد هنوز برای نظریه ولایت فقیه احترام قائل است و معتقد است می توان از متون دینی و فقهی آزادی و حقوق بشر را استخراج نمود و متاسفانه سعی دارد با قرائت خاص و قلب کردن معنی آیات، از آیات قرآن این طور استنباط کند که این آیات برای امور مردم خوب و راهگشا هستند.
ششم) نوع تفکر امثال رهنورد پیشامدرن و مذهبی است و اصولاً فردی که اصالت مذهب را قبول دارد همزمان نمی توانند از دمکراسی و فردیت انسان و آزادی مذهبی دم بزند.
باری، فضای سیاسی معاصر کشور ما همواره پر از سوء تفاهم و بدفهمی بوده و از این رهگذر فاجعه های عمیقی و پرناشدنی (مانند فاجعهء انقلاب اسلامی) به وجود آمده است.
مثلاً، بسیاری گمان می کردند گفتارهای علی شریعتی به معنای تضعیف روحانیت است و یا مخالفت جلال آل احمد با غرب بخاطر بی بند و باری و فرهنگ آن است یا دشمنی خمینی با محمد رضا شاه بخاطر وجود استبداد در نظام گذشته بوده یا حتی دشمنی خمینی با آمریکا را بخاطر استعمارگری غرب می دانستند و دقیقا از منظورهای واقعی (و عقب افتاده) این افراد مطلع نبودند.
من اعتقاد راسخ دارم “نیت” در نوع رفتار و نظر عناصر سیاسی بسیار مهم است، متاسفانه شاهد هستم جدیداً عده ای طلبکارانه، با انتقاد از افراد سکولار، این ادعا را مطرح می کنند که نباید به امثال موسوی و کروبی و رهنورد بیش از اين خرده گرفت بلکه همه باید با نگاه به دهان مثلاً موسوی حرکت سیاسی خود را تنظیم کنند.
به نظر من، افرادی نظیر میر حسین موسوی که در حوادث دههء 60 و خفقان شدید آن دوران نقش مهم داشته و هنوز در ارتباط به آن دوره توضیح قانع کننده ای نمی دهند نمی توانند راهنمایان صدیقی برای نهضت دمکراسی خواهی ملت ما باشند (يعنی می توانند در این نهضت باشند ولی نه به عنوان تئوریسین و برنامه ساز و راهبر).
معتقدم در این برههء خاص که کشور ما به سمت حکومت غیر مذهبی خیز برداشته و بیش از همیشه مردم خواهان جدایی مذهب از حکومت و برون رفت از گرایش اقتدارگرایانه مذهب در سپهر عمومی هستند نباید با تکيه بر سوء تفاهم ها و دنباله روی های چشم بسته حرکت کرد. ملت ما این ظرفیت را ندارد که عده ای ده سال دیگر بگویند “ما نمی دانستیم منظور رهنورد چه بود!”…. یا آن که مدعی شوند “فکر می کردیم موسوی حرف ما را می زند!”
من نمی گویم این نوع تفکر باید حذف شود ولی می گویم بازی خوردن و فهم نادرست از گفته های یک فرد یا یک گروه باز هم ممکن است ما را در رسیدن به دمکراسی به زحمت بیاندازد.
از این به بعد ما را در فیسبوک دنبال کنید From now on , we will maintain our blog on facebook only
Throughout the more than thirty-year history of the Islamic Republic of Iran, there have been thousands of cases of human rights abuse. Students have been among those arbitrarily arrested, imprisoned, tortured, and executed. Whether treated as political pawns, punished for expressing their opinions, or violated for refusing to recant their beliefs, these students were kept [...]
Azada – iranian.com More than three decades past and after a painful Islamic Republic experience, we are conveniently in position to disdain his works as being the first in legitimizing political Islam in our country. However, contrast to his role in insinuating a generation toward religious political alternative, studies of his works in post-revolution Iran [...]
https://www.thenewiran.com پیشگفتار انگیزه شکل گیری نهاد مردمی از سوی بخشی از کنشگران سیاسی در درون و برون از ایران، فرایندی است برخاسته از خروش ملی و جنبش سبز آزادیخواهی مردم میهنمان بر ضد حکومتگران و نظام بیدادگری که در سی و یکسال گذشته با سرکوب و زیرپاگذاری حقوق مدنی و ملی ایرانیان، موجودیت اشغالگر، [...]
Radio Free Europe WASHINGTON – ”I was the lawyer of Sakineh Mohammadi Ashtiani and I had the right to defend her,” Iranian lawyer Mohammad Mostafaei says of the case that has drawn international attention. Mostafaei was defending Ashtiani, the Iranian woman sentenced to death by stoning for adultery when Iranian officials jailed his wife, her brother, and [...]
Translation by Human Rights Reporters of Iran – Rahana In the Name of God Mr Jafari Dolat Abadi, General and Revolutionary Prosecutor of Tehran, Greetings, Since Saturday, the interrogator for the 2nd branch of Shahid Moghadas, has unjustly captured my kind, innocent and tormented wife along with her brother. This is against the principal of [...]
از این به بعد ما را در فیسبوک دنبال کنید From now on , we will maintain our blog on facebook only
رضا پهلوی – اول آذرماه ۱۳۸۹ در فصلی نوین از جنبش دیرینۀ شما هم میهنان آزاده ام برای دستیابی به آزادی و صلح و بهروزی، مایلم درادامۀ عهدی که سال ها پیش با شما بستم این بار با بینشی روشن تر و دلی امیدوارتر از همیشه در راه تحقق هدف های والای زنان و مردان [...]
سیمین بهبهانی دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره ای درهفت آسمان ندارد کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد بر [...]
قانون اساسى فعلى ظرفيت لازم براى دستيابى به اهداف جنبش را ندارد.ما شاهد هشت سال حركت اصلاحى در ايران بوديم. در آن هشت سال تلاش بسيارى شد كه قانون اساسى اجرا شود اما نتيجه اى نداشت. اگر بپذيريم كه در آن دوره تلاش كردند و نتوانستند موانع موجود بر سر راه اجراى قانون اساسى را بر طرف كنند، به اين معنا خواهد بود كه آن موانع همچنان پا برجاست. مهمترين مانع در راه تحقق خواسته هاى مردم، مساله ولايت مطلقه فقيه است. اصولا موجوديت ولايت مطلقه فقيه بر مبناى قانون اساسى فعلى است. ما چطور مى توانيم از اجراى بى تنازل قانون اساسى صحبت كنيم در حالى كه بزرگترين مانع بر سر راه جنبش و باز شدن فضاى سياسى ايران، نقشى است كه قانون اساسى براى ولايت مطلقه فقيه قائل شده است؟
این میکروبها چیزی جز آزادی، دموکراسی، نفی تبعیض، آزاداندیشی، حقوق بشر و مفاهیمی از این قبیل نیستند. سالها است که نظام حاکم از سوی این میکروبها تهدید میشود، بدون این که این میکربها توانسته باشند به پیکره نظام رخنه کنند. سال گذشته جنبش سبز که از این مفاهیم تغذیه میکرد به جان رژیم افتاد
کورش، مقيم تهران – سکولاريسم نو اخيراً خانم رهنورد با انتشار مطالبی ادعا کرده که همراه مردم داد مظلومیت سر می دهد. به نظر من، خانم رهنورد به چند دلیل در این مسیر صداقت ندارد. اول) چگونه است که خانم رهنورد تا قبل از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری دهم کوچکترین اشاره ای به مشکلات [...]
می توان جنبش را به گونه ای تعریف کرد که به گروه/فرقه/گرایش هایی خاص تقلیل یابد. نوع دیگری از تعریف جنبش، تعریفی است که به جنبش وسعت می بخشد، گروه های کثیری را در بر می گیرد، افراد هر چه بیشتری را- اگر بخواهند- وارد جنبش می کند……سبز بودن، تا حدی که من می فهمم، یعنی قدرتمند کردن مردم از طریق سازمان یابی آنان، بسیج اجتماعی، نافرمانی مدنی، ایجاد موازنه قوا بین دولت و جامعه ی مدنی، تشکیل میز مخالفان، نشستن در پشت میز مذاکره، سازش و توافق، بده بستان، بخشش[16] در برابر برگزاری انتخابات آزاد منتهی به انتقال قدرت، مشارکت همه ی فکرها و گرایش ها در انتخابات منتهی به انتقال قدرت از زمامداران حاکم به مخالفان و از همه مهمتر: تحمل “تفاوت” و “دیگری”…..تا حدی که من می فهمم، جدایی نهاد دین از نهاد دولت، یا به تعبیر دیگر: نفی حقوق ویژه برای صنف و فکری خاص، بخشی از سبز بودن است. تجربه ی تاریخی انقلاب مشروطه، سقوط رضا شاه، فرار محمد رضا شاه در سال 32 و انقلاب 57 به سبزها باید آموخته باشد که سرنگونی یک دیکتاتور، به معنای زوال دیکتاتوری نیست. ممکن است سلطان خودکامه ی ایران و رژیم ولایت فقیه جمهوری اسلامی سرنگون شود، اما نظام دموکراتیک جانشین نظام فعلی نگردد. ما هنوز نیازمند آنیم که جبهه ی وسیع دموکراسی خواهی را پدید آوریم
خودرهاگران آمار ایرانیان خارج از کشور به پنج میلیون نفر رسید. به عبارت دیگر از هر ۱۶ ایرانی یک نفر در خارج از کشور زندگی می کند. آیا این امر برای کشوری با جمعیتی به اندازه ی ایران زیاد نیست؟ هر ساله بیش از ۲۰۰ هزار نیروی متخصص و تحصیل کرده از ایران خارج شده [...]
Powered by Blog.com